با اتیسم بیشتر آشنا شوید

مقدمه

حقیقت این است که دنیای اتیسم هنوز هم یک دنیای کاملا ناشناخته و بسیار پر هزینه و تنش زا است. درنگاه به جوامع امروزی بشر به نتیجه می رسیم: انسانهای در خود مانده تمام اطرافیان خودبه ویژه اعضای خانواده را از نظر جسمی و روحی درگیر کرده اند و باید برای این مسئله چاره ای اندیشید. تمام دلسوزان حوزه درمان و توانبخشی در سراسر جهان به نوعی تلاش می کنند سهم خود را ادا کنند.در این راستا ما نیز تمام تلاش و کوشش خود را به کار گرفته ایم تا گوشه ای از این معضل را حل کنیم .

آشنایی مختصر با تاریخچه اتیسم

حدود 80 سال از تاریخچه شناخت اتیسم می‌گذرد که روز شمار آن تقریبا به این شرح است:
سال 1908 میلادی،طرح واژه اتیسم برای بیان برخی از زیرمجموعه‌های بیماران اسکیزوفرنی .
سال 1943 میلادی؛ پیگیری توسط روانپزشک آمریکایی کودکان، لئو کانر.
سال 1944 میلادی، دانشمندی آلمانی به نام آسپرگر نوع خفیف‌تری از اختلال اوتیسم را با نام «سندروم آسپرگر» معرفی کرد.
سال 1967 میلادی؛ ظهور نظریه‌های مختلف در تاریخچه اتیسم.
سال 1967 میلادی، نظریه «مادران یخچالی» توسط برونو بِتِلهام.
سال 1977 میلادی؛ تقویت اعتقاد به تاثیرات ژنتیک درابتلا به اتیسم.
سال 1980 میلادی؛ دسته‌بندی‌ها ی جدیدی شکل می‌گیرد.وبیماری اوتیسم از زیرشاخه بیماری اسکیزوفرنی جدا می‌شود.
سال 1987 میلادی؛ تغییرات در فهرست‌های تشخیصی بیماری‌ها شکل می‌گیرد.
سال 1980 میلادی نام بیماری اوتیسم ابتدایی به اختلال اوتیسم تغییر پیدا می‌کند.

شروع تحول

درحدود سال 1980، دکتر ایوار لاواس از دانشگاه UCLA آمریکا، مقالاتی منتشر و به نقش رفتاردرمانی و تحلیل رفتار کاربردی در کمک به کودکان مبتلا به اوتیسم اشاره می‌کند. این مطالعات به والدین کودکان مبتلا امیدهایی می‌بخشد.
سال 1988 میلادی؛ ورود هالیوود به عرصه اتیسم.با ساختن فیلم «مرد بارانی»
سال 1991 و 1994 میلادی؛ وضع قوانین آموزشی در آمریکا آغاز می‌شود.
سال 1998 میلادی؛ طرح نظریه رابطه واکسیناسیون و اوتیسم.
سال 2000 میلادی اثبات عدم وجود ارتباط میان ابتلا به اوتیسم و واکسیناسیون .
سال 2009 میلادی: برآوردهای رسمی.مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها برآورد کرد که از هر 110 نفر، یک کودک جایی در طیف اتیسم دارد.
سال 2013 سندروم اختلال آسپرگر از طیف اتیسم جدا شد و اتیسم در 2 شاخه:
1) اختلال در برقراری ارتباطات و تعاملات اجتماعی 2) رفتارهای محدود یا/ تکراری طبقه‌بندی شد.

روش های مختلف مداخله برای درمان

روشهای که امروزه مورد بررسی و مداقه و عملکرد قرار می گیرد متفاوت است.برای ورود به موضوع گزارش به ناچار به اختصار مرور می کنیم:

روش اِی بی اِی Applied Behavior Analysis

بسیاری از روشهای درمانی کودکان اُتیستیک بر پایه اصول این روش تهیه شده اند. اصل مهم این روش این است که رفتارهائی که مورد تشویق قرار بگیرند احتمال تکرار و افزایش خواهند داشت و رفتارهائی که مورد توجه قرار نگیرند احتمال حذف شدن آنها وجود دارد .اگر چه اِی بی اِی یک رویکرد می باشد که در بسیاری از علوم کاربرد دارد اما بسیاری از مردم این رویکرد را به عنوان روشی برای آموزش کودکان اتستیک می شناسند . دو روش مهمی که بر پایه این اصل وجود دارند روش آموزش جزء به جزء و لوواس می باشند در روش آموزش جزء به جزء و روش لوواس هر تمرینی که به کودک داده می شود شامل یک دستور به کودک ، یک عمل از طرف کودک و یک عکس العمل از طرف درمانگر می باشد. این روش علاوه بر تصحیح رفتارهای مشکل زای کودک، شامل آموزش مهارتهایاولیه از جمله مهارتهای حرکتی ساده ،برقراری تماس چشمی ، تا مهارتهای پیشرفته مانند برخوردهای صحیح اجتماعی می باشد . این روش ، روشی بسیار دقیق و کامل است. در این روش معمولاً کودک بین 30 تا 40 ساعت در هفته به صورت انفرادی با درمانگر دوره دیده کار می کند هر کار و مهارت جدید به اجزاء کوچکتری تقسیم می شود . هرگاه کار خواسته شده از کودک به درستی انجام شود ، کودک مورد تشویق قرار می گیرد تا در کودک انگیزه تکرار آن و فرمانبری بیشتر شود . این روش با مخالفت هائی نیز روبرو شده است . برخی از متخصصین معتقدند که این روش به احساسات کودک لطمه می زند و مدت زمان آموزش آن در طول هفته تأثیرات ناخوشایندی بر خانواده می گذارد. به هر حال آمار و ارقام و تجربه نشان داده است که تکنیکهای اِی بی اِی نتایج مثبت و با ثباتی بر روی کودکان اُتیستیک داشته است.پر واضح است که این روش بجهت آنکه به صورت انفرادی برای هر مربی یک کودک در نظر گرفته می شود بسیار پر هزینه بوده و فراهم کردن امکانات آن هم فرآیندی پر مشغله می باشد .

TEACCH

این روش اولین روشی بود که در آمریکا برای کودکان اُتیستیک به کار گرفته شد . نام این روش مخفف عبارت «درمان و آموزش کودکان اُتیستیک و ناتوانی های ارتباطی مرتبط با این بیماری» می باشد .در این روش اعتقاد بر این است که محیط زندگی کودک باید با او تطبیق داده شود نه اینکه کودک با محیط تطبیق داده شود سعی بر این است که به کودک مهارتهائی آموزش داده شود تا بتواند محیط اطراف خود و رفتارهای اطرافیان خود را بهتر درک کند. به عنوان مثال ، برخی از کودکان اُتیستیک هنگام احساس درد، شروع به فریاد زدن می کنند؛ در این روش سعی برآن است که به کودک آموزش داده شود تا هنگام احساس درد چگونه با برقراری ارتباط، آن را به اطرافیان خود بفهماند . این روش نیز مخالفانی دارد و این مخالفان معتقدند که این روش خیلی خشک و پر شاخ و برگ است . همچنین ممکن است کودک اُتیستیک دریابد که در برابر عمل خواسته شده چه انتظاری از او می رود و فرا بگیرد که بدون فکر ، خلاقیّت و دقت، جواب خواسته شده را اجرا کند .

 About Image